سه‌شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۲
نظرات: ۰
۰
-
ایران را با زبان جهانی موسیقی روایت کنیم

ندا سیجانی . یوسف محمودی(سجاد) از جمله هنرمندانی است که در سال‌های اخیر تلاش کرده است موسیقی را به عنوان زبانی برای ارتباط با مخاطبان فراتر از مرزهای ایران به کار بگیرد. نگاه او به موسیقی، فقط به تولید یک اثر شنیداری محدود نمی‌شود، بلکه توجه به هویت ایرانی، استفاده از زبان و فرم‌های موسیقایی قابل درک برای مخاطب جهانی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های فناوری‌های نوین، بخش مهمی از فعالیت‌های او را شکل داده است.با یوسف محمودی درباره مسیر فعالیت هنری او، تجربه تولید آثار با رویکرد بین‌المللی، استفاده از زبان انگلیسی در موسیقی، ظرفیت موسیقی برای معرفی فرهنگ و هویت ایرانی به جهان و همچنین نقش فناوری و هوش مصنوعی در آینده تولید آثار موسیقایی گفتگو کرده‌ایم که متن این گفتگو را پیش رو دارید:
***
درباره علاقه‌مندی خودتان به موسیقی بگویید. چه شد که به‌صورت جدی وارد این حوزه شدید؟
ـ من همیشه تلاش کرده‌ام ابتکارهای مختلفی را درحوزه فرهنگ تجربه کنم. نخستین فعالیت جدی‌ام در این زمینه، معرفی راهپیمایی اربعین و امام حسین(ع) دردانشگاه‌های استرالیا بود. این برنامه در قالب نمایشگاه دانشگاهی برگزار می‌شد و با روایتگری، مخاطبان را با موضوع همراه می‌کردیم. در روز نخست، بیش از ۱۵۰۰ نفر از نمایشگاه بازدید کردند که بیشتر آن‌ها غیر مسلمان بودند. این اتفاق برای من شروع خوبی بود و باعث شد به این مسیر ادامه بدهم.
پس از آن، به سراغ طراحی بیلبوردهایی درباره اربعین رفتم تا مخاطبان غیرمسلمان بدانند این اجتماع بزرگ چیست و چرا میلیون‌ها نفر در آن شرکت می‌کنند. در ادامه، با تشکیل یک تیم حرفه‌ای، بازی‌های رومیزی با موضوع توسعه تمدن اسلامی طراحی و تولید کردیم که در کشورهایی مانند آمریکا، دانمارک، انگلیس و استرالیا با استقبال خوبی روبه‌رو شد. البته این بازی هنوز درایران عرضه نشده است.
من همیشه به موسیقی علاقه‌مند بودم، اما بعد از ورود هوش مصنوعی و با توجه به علاقه‌ای که همیشه به فعالیت‌های فرهنگی داشتم، موسیقی را به‌صورت جدی‌تر دنبال کردم و تلاش کردم شعر بنویسم و به شکل حرفه‌ای تولیدکننده موسیقی باشم.
در ابتدا آثاری درباره امام حسین(ع) و حضرت مهدی(عج) تولید کردم تا اینکه یکی از دوستانم پیشنهاد داد اثری درباره اتحاد کشورهای حوزه مقاومت بسازم. آن اثر در زمان خود مورد توجه قرار گرفت.بعدها یکی از دوستان فرهنگی، آن اثر را به رهبر شهیدمان نشان داد و ایشان آن را کار خوبی دانستند و توصیه کردند این مسیر را ادامه بدهم. این اتفاق برای من انگیزه زیادی ایجاد کرد. پس از آن، آثار مختلفی ساختم تا به دوره جنگ رمضان رسیدیم و نماهنگ «Hands Off Iran»را تولید کردم؛ اثری درباره تاریخ و تمدن ایران و پایداری مردم ایران علیه دشمنان ایران بود.همچنین نماهنگ «Raise Your Hand» را به عنوان فراخوانی جهانی علیه امپریالیسم و ظلمی که در جهان رخ می‌دهد ساختم که در آن  به  ضرورت اینکه انسان‌ها در بزنگاه‌های تاریخی موضع خود را مشخص کنند می‌پردازد
پس از آن آثاری مانند«Ask Them Why»و «We Stand Together»را درباره همبستگی ایرانیان ساختم و در ادامه به اثری درباره رهبر شهید انقلاب با عنوان «One Man for All»رسیدم. این آثار در ادامه همان مسیری شکل گرفتند که از فعالیت‌های فرهنگی آغاز کرده بودم و به‌تدریج به موسیقی و تولید آثار در حوزه‌های مذهبی، تاریخی، فرهنگی و ملی رسید.

 ایران از نظر سیاسی، تاریخی، علمی و فناوری تا حدودی برای جهان شناخته‌شده است. چرا فکر کردید هنر، به‌ویژه موسیقی، می‌تواند در انتقال سریع‌تر و مؤثرتر پیام ایران به مخاطبان جهانی موفق‌تر باشد؟
- همان‌طور که اشاره کردید، فرم بسیارمهم است. هر انسانی از هرموضوعی تصویر ذهنی خاص خودش را دارد. موسیقی یک زبان جهانی است و ملودی و ساختار موسیقایی می‌تواند بدون نیاز به ترجمه با مخاطب ارتباط برقرار کند.
من هم الزاماً تلاش نکردم در قالب موسیقی ایرانی کار کنم، بلکه سراغ قالب‌های بین‌المللی رفتم؛ از پاپ غربی گرفته تا رپ. هدفم این بود که از زبان موسیقایی‌ای استفاده کنم که برای مخاطب جهانی شناخته‌شده باشد و بتواند سریع‌تر با آن ارتباط برقرار کند. 
تجربه نشان داد که این روش واقعاً می‌تواند اثرگذار باشد.البته هر ژانر موسیقی مخاطب خاص خودش را دارد. برای مثال، در آمریکا موسیقی رپ، به‌ویژه در میان افرادی که در حوزه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند، مخاطبان زیادی دارد. موسیقی پاپ هم که تقریباً در سراسر جهان شنیده می‌شود. به همین دلیل احساس کردم موسیقی یکی از راه‌هایی است که می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان، پیام را به مخاطب منتقل کند و بر او تأثیر بگذارد.
اگر در این آثار بیشتر از موسیقی ایرانی و سازبندی‌های ایرانی استفاده می‌کردید، فکر می‌کنید تا این اندازه می‌توانستید با مخاطبان غیرایرانی ارتباط برقرار کنید؟
- به هیچ وجه. امروز شرایط با گذشته متفاوت است. وقتی می‌خواهید مخاطبی را جذب کنید تا درباره موضوعی که پیش از این برایش موضوعیت نداشته، اثر شما را بشنود و با محتوای آن ارتباط برقرار کند، باید از زبان موسیقایی‌ای استفاده کنید که برای او قابل فهم باشد. البته می‌توان از ترکیب موسیقی ایرانی و موسیقی بین‌المللی نیز استفاده کرد، اما به نظرم برای ارتباط‌گیری اولیه با مخاطب، جنس موسیقی اهمیت بسیار زیادی دارد.
در سال‌های گذشته شاید توانسته‌ایم از طریق دیپلماسی فرهنگی با کشورهای مختلف، به‌ویژه کشورهای همسایه، ارتباطاتی ایجاد کنیم. امروز دیپلماسی فرهنگی با زبان موسیقی، فارغ از نگاه‌های سیاسی، تا چه اندازه می‌تواند در ایجاد صلح و دوستی میان ملت‌ها اثرگذار باشد؟
من تلاش می‌کنم به این سئوال با همان ابزارهایی پاسخ بدهم که غرب سال‌ها در مواجهه با ما از آن‌ها استفاده کرده است. به اعتقاد من، جنگ اخیر را نمی‌توان صرفاً یک اتفاق نظامی دانست؛ بلکه بخشی از آن حاصل یک روند فرهنگی و نرم چند دهه‌ای است که در قالب‌های مختلف شکل گرفته است.
وقتی طرف مقابل متوجه شد که جنگ، هزینه‌های نظامی و استراتژی‌های مختلف به‌تنهایی نمی‌توانند به هدف نهایی برسند یا دست‌کم نتیجه‌ای پایدار ایجاد نمی‌کنند، عناصر دیگری نیز وارد میدان شدند.شبکه‌های خارجی، موسیقی، برنامه‌های گفتگومحور، سریال‌ها و فیلم‌هایی در سطح جهانی تولید و منتشر شدند و به‌تدریج تلاش شد جامعه ما از واقعیت به سمت یک پروپاگاندا و روایت هدفمند حرکت کند.
 این روند در جامعه چالش‌هایی ایجاد کرد و در مقابل، ما نیز شاهد شکل‌گیری گفتمان همدلی میان مردم و حاکمیت بودیم؛ موضوعی که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.
به همین دلیل، معتقدم برای اثرگذاری و روایت درست، باید از راه‌های مختلف استفاده کنیم. این مسیر فقط به موسیقی محدود نمی‌شود. دیپلماسی مستقیم، اتاق‌های بازرگانی، سازمان فرهنگ و ارتباطات، کتاب، فیلم، حضور در جشنواره‌ها و تولید آثار فرهنگی، همه ابزارهایی برای ارتباط با جهان هستند. موسیقی نیز یکی از همین ابزارهاست و طبیعتاً مخاطب خاص و تأثیر ویژه خودش را دارد.به‌ویژه موسیقی می‌تواند یک تصویر ذهنی از ایران در ذهن مخاطب ایجاد کند. پس از آن، اگر بخواهیم از طریق دیپلماسی مستقیم با همان مخاطب وارد گفتگو شویم، این تصویر ذهنی می‌تواند به ما کمک کند. برای مثال، در آثاری مانند «Hands Off Iran»تلاش کردم از همین ظرفیت استفاده کنم.
معتقدم نفوذ نرم و ارتباط با قلب و احساسات انسان‌ها، در بسیاری از مواقع مؤثرتر از دیپلماسی خشک، اعمال زور یا رویکرد نظامی است. هرچه بیشتر بتوانیم با احساسات مردم ارتباط برقرار سازیم و آن‌ها را با یک موضوع همراه کنیم، می‌توانیم با هزینه کمتر و از مسیر انسانی‌تر به اهداف فرهنگی و ارتباطی خود برسیم.

 قطعه «Hands Off Iran» با استقبال خوبی روبه‌رو شد. چرا عبارت «Hands Off Iran» را به‌عنوان شعار محوری این اثر انتخاب کردید؟
- دلیل اصلی این انتخاب آن بود که احساس می‌کنم ایران در طول تاریخ، به‌نوعی مظلوم واقع شده است. فارغ از اینکه پس از انقلاب ۱۳۵۷ چه حکومتی بر سر کار بوده، حتی پیش از آن نیز هر زمان ایران تلاش کرده کشوری مستقل، سربلند و قدرتمند باشد و مسیر پیشرفت و شکوفایی خودش را طی کند، قدرت‌های مختلف به شکل‌های گوناگون در امور آن دخالت کرده‌اند.همیشه این احساس وجود داشته که چرا دنیا نمی‌خواهد یک ایران مستقل و قدرتمند را ببیند؟ به همین دلیل، در این اثر خواستم یک پیام روشن را منتقل کنم: «ما را رها کنید؛ دست از سر ایران بردارید.»ما کوتاه نمی‌آییم و در هر شرایطی از کشورمان حمایت می‌کنیم.می‌خواستم این جمله به یک شعار تبدیل شود؛ شعاری که در ذهن مخاطب بماند و پیام اصلی اثر را به‌روشنی منتقل کند. به همین دلیل عنوان «Hands Off Iran»را انتخاب کردم.

از نگاه شما، هنرمندان ایرانی، چه خوانندگان و چه آهنگسازان، تا چه اندازه می‌توانند از ظرفیت زبان انگلیسی، به‌عنوان یک زبان بین‌المللی، برای معرفی هویت تاریخی، اجتماعی و سیاسی ایران استفاده کنند؟
- این موضوع به یک نگاه بلندمدت نیاز دارد. البته انتخاب هنرمند در این مسیر بسیار مهم است. از طرف دیگر، به دلیل حساسیت‌هایی که در این حوزه وجود دارد و ریسک‌هایی که ممکن است متوجه افراد شود، شاید بسیاری از هنرمندان کمتر به سراغ چنین موضوعاتی بروند. 
به‌ویژه اینکه بسیاری از آن‌ها اسپانسر دارند و طبیعتاً ممکن است در انتخاب موضوعات خود محدودیت‌هایی احساس کنند.تمام کارهایی که من تاکنون تولید کرده‌ام، شخصی بوده و با هزینه خودم ساخته‌ام. درآمدی که از فعالیت‌های دیگرم داشته‌ام، صرف تولید این آثار کرده‌ام؛ چون دغدغه‌هایی داشتم که می‌خواستم آن‌ها را دنبال کنم.
به نظرم می‌توانیم از طریق گفتمان‌سازی و جریان‌سازی، افراد را به سمت فعالیت‌های هدفمند هدایت کنیم. برای مثال، نسل آینده ما می‌تواند با هدف و برنامه مشخصی به خارج از ایران برود و در حوزه‌های مختلف فرهنگی فعالیت کند.

 آیا علاقه‌مند هستید آثار شما با مجوز در ایران منتشر شود یا کنسرت و آلبومی در داخل کشور داشته باشید؟
- باید ببینم گستره فعالیت‌های من در آینده به چه سمتی می‌رود. این روزها با شخصیت‌های مختلف فرهنگی، از کارگردان و مستندساز گرفته تا آهنگساز، در ارتباط هستم و علاقه دارم این فعالیت‌ها را به سمت ایجاد یک مجموعه یا مؤسسه فرهنگی بین‌المللی هدایت کنم.هدفم این است که یک مجموعه شکل بگیرد که برای مخاطبان بین‌المللی و به زبان انگلیسی محتوا تولید کنند و بتواند تیمی متشکل از متخصصان و افراد مختلف شکل دهد  تا در قالب‌های گوناگون فرهنگی فعالیت داشته باشیم.
درواقع به دنبال شکل دادن به یک شبکه هدفمند بین‌المللی هستم؛ شبکه‌ای که هم دنیا و مخاطبان جهانی را بشناسد و با شیوه‌های مختلف اثرگذاری فرهنگی آشنا باشد و هم بتواند از ظرفیت‌های حرفه‌ای و تخصصی داخل کشور استفاده کند.
در ایران افراد متخصص و توانمندی داریم که می‌توانند آثار دقیق و باکیفیتی تولید کنند. اگر این ظرفیت‌ها در کنار شناخت درست از فضای بین‌المللی قرار بگیرد، می‌توانیم همان چرخه تمدنی را که پیشتر درباره آن صحبت کردم، تکمیل کنیم و برای مخاطبان جهانی محتوای مؤثر تولید کنیم.

در جشنواره موسیقی فجر سال گذشته، یک خواننده مبتنی بر هوش مصنوعی با نام «آروین» معرفی و در همین ایام نیز چند اثر ملی و میهنی با صدای این خواننده منتشر شد. شما که با فضای هوش مصنوعی ارتباط و آشنایی دارید، فکر می‌کنید هوش مصنوعی در سال‌های آینده تا چه اندازه می‌تواند جایگزین بخشی از فعالیت‌های هنری شود؟ آیا می‌تواند احساس را نیز به مخاطب منتقل کند؟
- وقتی انسان با یک پدیده ناشناخته مواجه می‌شود، معمولاً احساس ترس، نگرانی و ناشناختگی به وجود می‌آید. زمانی که کامپیوتر، تلویزیون و ابزارهای مختلف وارد زندگی بشر شدند نیز چنین نگرانی‌هایی وجود داشت. هوش مصنوعی هم به‌تدریج جایگاه خودش را در جامعه پیدا می‌کند.البته هوش مصنوعی ممکن است در بسیاری از حوزه‌ها، نه فقط موسیقی، تهدیدی برای برخی مشاغل باشد، اما فکر می‌کنم بهترین عملکرد این ابزار زمانی اتفاق می‌افتد که افراد متخصص از آن استفاده کنند. 
البته من خودم را موسیقیدان متخصص و اصیل نمی‌دانم و این موضوع را از نگاه فردی مطرح می‌کنم که با موسیقی و ابزارهای هوش مصنوعی کار کرده است؛ بنابراین جسارتی به فعالان و متخصصان این حوزه نیست.به نظر من، هوش مصنوعی زمانی می‌تواند بهترین نتیجه را ایجاد کند که در اختیار افراد متخصص و خلاق قرار بگیرد. 
طبیعتاً نگرانی‌هایی هم وجود دارد. با برخی از دوستانم که صحبت می‌کنم، بعضی از آن‌ها نگران هستند، برخی گارد دارند و برخی نیز به شکل محدود از این فناوری استفاده می‌کنند،اما معتقدم تمام ابزارها و فناوری‌هایی که در طول زمان وارد زندگی بشر شده‌اند، به‌تدریج جایگاه خودشان را پیدا کرده‌اند. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی